نمونه گیری در پیمایشهای الکترونیکی
نمونه
گیری در پیمایشهای الکترونیکی
کوپردو رهیافت اصلی به نمونه گیری در پیمایشهای مبتنی بر وب بیان کرده است: احتمالی و غیراحتمالی. در نوع احتمالی، پژوهشگر جامعه را شناسایی می کند و یک چهارچوب برای نمونه گیری تهیه کرده و سپس اقدام به نمونه گیری تصادفی می کند. با این روش احتمال اینکه هر واحد از جامعه تحقیق در نمونه بگنجد مشخص است و از اینرو میزان خطای نمونه گیری نیز قابل محاسبه است. این رهیافت می تواند برای تعمیم درباره جامعه ای که پژوهش بر آن مبتنی است مورد استفاده قرار گیرد. نوع دیگر، نمونه گیری غیراحتمالی است که احتمالاً رایج ترین نوع مورد استفاده در پیمایش های اینترنتی است. در این نوع پیمایشها هیچ تلاشی برای شناسایی چهارچوب نمونه گیری یا انتخاب تصادفی نمونه صورت نمی گیرد. این شیوه عموماً در مواردی که شناسایی جامعه پژوهش و یا تماس با یک نمونه احتمالی از جامعه مشکل است مورد استفاده قرار می گیرد. هر نوع نتیجه گیری در مورد پارامترهای جامعه در پیمایشهای غیراحتمالی به صورت بالقوه داری مشکل است . ناتاننیز اذعان داشته که اکثر پیمایشهای اینترنتی مبتنی بر نمونه گیری غیر احتمالی و خودگزینشی هستند .
اهمیت احتمالی بودن نمونه گیری در این نکته نهفته است که امکان محاسبه خطای نمونه گیری تنها در مورد نمونه های احتمالی وجود دارد و تعدادی از مفاهیم اصلی تحلیلهای آماری نظیر انحراف استاندار و بازه اطمینان نیز مبتنی بر خطای نمونه گیری هستند .به عنوان مثال تصور کنید که پیمایش یک جامعه نمونه نشان داده که میانگین میزان مطالعه افراد جامعه پژوهش 90 دقیقه در هفته است. سئوال این است که آیا پیمایش دیگری بر روی همین جامعه نیز به همین نتیجه یا نتیجه ای نزدیک به این خواهد رسید؟ تصور کنید که انحراف استاندارد توزیع نمونه گیری ما دو دقیقه است، بنابراین می توانیم بگوییم که ما 95 درصد اطمینان دارم که متوسط میزان مطالعه افراد جامعه مابین 91 و 99 دقیقه (بعلاوه یا منهای دوبرابر انحراف استاندارد) در هفته است؛ و یا بگوییم که تقریباً 99 درصد اطمینان داریم که مابین 90 و 100 دقیقه (بعلاوه یا منهای دو و نیم برابر انحراف استاندارد) در هفته است. به فواصل میان این اعداد بازه های اطمینان، و به احتمالات مختلف (95 یا 90 درصد) سطوح اطمینان(Confidence Levels) گفته می شود. در صورتی که نمونه گیری پیمایش از نوع احتمالی و غیر سویافته باشد، اگر ما به دفعات دست به نمونه گیری تازه زده و همین پژوهش را تکرار کرده و یک توزیع نمونه گیری ایجاد کنیم، میانگین توزیع ما با میانگین حقیقی کل جامعه پژوهش مطابق خواهد بود. به عبارت دیگر نتایج بدست آمده از نمونه، بازتابی از کل جامعه پژوهش و در نتیجه قابل تعمیم خواهد بود. اما در یک نمونه غیر احتمالی (که در پیمایشهای الکترونیکی بسیار شایع است)، نمونه گیری می تواند به سادگی منجر به سویافتگی نتایج شود. به عنوان مثال ممکن است که بیشتر افرادی مورد پیمایش قرار گیرند که زمان بیشتری را صرف مطالعه می کنند در نتیجه میانگین حاصله بیشتر از میانگین واقعی جامعه خواهد بود. در این نوع نمونه گیریها امکان محاسبه خطای نمونه گیری وجود ندارد لذا از میزان نادرستی نتایج نیز نمی توان تخمینی ارائه کرد.
لازار و پریس در بحث خود دربارۀ روشهای نمونه گیری در پیمایشهای الکترونیکی، دو نوع جامعه پژوهش قائل شده اند: جامعه پژوهش تعریف شده و مشخص، و جامعه پژوهش نا مشخص. منظور از جامعه پژوهش تعریف شده جامعه ایست که پژوهشگر از ویژگیهای کمّی و بعضاً جامعه شناختی آن آگاه است و به این اطلاعات دسترسی دارد. از نمونه های چنین جامعه ای می توان به کارکنان یک سازمان یا دانشجویان یک رشته در یک دانشگاه خاص اشاره کرد. کاربران پایگاهها وخدمات اینترنتی که برای استفاده نیازمند ثبت نام و ورود اسم کاربری و رمز عبور هستند را نیز می توان جزء جامعه های شناخته شده محسوب کرد چرا که اطلاعات کافی در مورد اعضا در سیاهۀ اعضا این نوع پایگاهها وجود دارد. نمونه گیری از یک چنین جامعه ای می تواند به سادگی با پیروی از همان شیوه های نمونه گیری در پیمایشهای سنتی صورت گیرد. به عنوان مثال اگر پژوهشگری قصد بررسی میزان رضایتمندی اعضا هیأت علمی یک گروه دانشگاهی در مورد خدمات خاصی را دارد می تواند به سادگی فهرستی از اعضا این جامعه تهیه کند و با استفاده از روش نمونه گیری مقتضی پژوهش خود (به عنوان مثال نمونه گیری تصادفی یا طبقه بندی شده) نمونه لازم را انتخاب نموده و آنرا مورد پژوهش قرار دهد. اما در یک چامعۀ پژوهش ناشناخته، اعضا جامعه برای پژوهشگر شناخته شده نیستند. پژوهشگر نه تنها از ویژگیهای جمعیت شناختی جامعه مورد مطالعه آگاهی ندارد بلکه ممکن است حتی از ابعاد کمّی جامعه ای که در آن قصد مطالعه دارد نیز بی اطلاع باشد. به عنوان نمونه می توان خوانندگان یک وب سایت خبری را مثال زد. هر شخصی که از طریق رایانه به اینترنت دسترسی دارد و از سواد خواندن و نوشتن زبان مورد نظر برخوردار و به حداقل سواد رایانه ای لازم مجهز است به صورت بالقوه جزئی از جامعه پژوهش محسوب می شود. نمونه گیری از چنین جامعۀ ناشناخته ای برای پژوهشگر ساده نیست. با این حال در چنین شرایطی نیز امکان بهینه سازی فرایند نمونه گیری وجود دارد. لازار و پریس شیوه هایی را برای دستیابی به یک جامعۀ پژوهش قابل قبول در چنین شرایطی ذکر کرده اند. از جمله موارد زیر:
- گنجاندن سئوالهای جمعیت شناختی در پرسشنامه: معمولاً در اکثر پیمایشها تعدادی سئوال جمعیت شناختی نیز گنجانده می شود مانند سن، جنس، وضعیت تحصیلی و نمونه هایی از این دست. اما اهمیت این سئوالها در پیمایش یک جمعیت ناشناخته بیشتر است چرا که به پژوهشگر کمک می کند تا دریابد آیا جامعۀ پژوهش وی به اندازه لازم گوناگون است یا خیر، آیا جامعه پاسخگو دارای ویژگی های مورد نظر پژوهشگر هست یا خیر. در مواردی می توان پاسخها را بنا بر اهداف پژوهش غربال کرد. به عنوان مثال اگر پژوهشگر در صدد جذب پاسخهای یک گروه سنی خاص است می توان سئوالی در مورد سن پاسخگویان در پرسشنامه گنجاند و میان پاسخهای دریافت شده تنها موارد مربوط به گروه سنی مورد نظر را مورد تحلیل قرار داد. همچنین ممکن است ترکیب جنسی و یا گستره جغرافیایی پاسخ دهندگان برای پژوهشگر مهم باشد که چنین اطلاعاتی نیز از طریق سئوالات جمعیت شناختی به دست می آیند.
- بررسی دامنه الکترونیکی استفاده کنندگان: با تحلیل فایل گزارش وب (web log analysis) خدمت دهندۀ اینترنتی که صفحۀ پرسشنامه بر روی آن قرار دارد می توان به اطلاعاتی در مورد پاسخ دهندگان دست یافت. خدمت دهنده های وب (Servers) اطلاعات گوناگونی را در مورد فعالیتهای انجام شده توسط هر کاربر نگه می دارند و این داده ها را در فایلهایی که فایل گزارش وب نامیده می شوند ثبت می کنند. این فایل حاوی اطلاعات مختلفی است از جمله تاریخ و زمان بازدید از صفحات وب، آدرس پروتکل اینترنت یا آی پی کاربر و غیره. با تحلیل آدرس های آی پی کاربرها می توان دریافت که آنها حدوداً به کدام حوزه جغرافیایی یا در بعضی موارد به کدام سازمان تعلق دارند.
شیوه های دیگری نیز وجود دارد از جمله می توان با استفاده از پنجره های خودکار موسوم به pop-up ترتیبی داد که به صورت تصادفی به عنوان مثال از میان هر پنج بازدیدکننده از یک وب سایت، پنجمین نفر از وجود پیمایش مطلع و از وی دعوت به پاسخگویی شود. . با توجه به مشخص بودن تعداد بازدیدکنندگان یک وب سایت، این روش می تواند نمونه گیری نسبتاً به دست دهد.
نکته ای که در اینجا ذکر آن خالی از فایده نیست استفاده از گروههای بحث اینترنتی به عنوان جامعه پژوهش است. اما این شیوه نیز بی اشکال نیست. گروههای مباحثه و فهرستهای پستی جوامعی مجازی هستند که برای بحث و تبادل نظر در کنار هم گردآمده اند. اعضای این گروهها از طریق پست الکترونیکی با هم در ارتباط هستند. بدین معنی که نامه الکترونیکی ارسال شده به گروه توسط همه اعضا دریافت می شود. این گروهها در بعضی موارد برای پیمایش یک گروه خاص که دارای انجمنها و گروههای بحث ویژه خود هستند می توانند مجرای مناسبی برای دستیابی به جامعه پژوهش باشند. از آنجا که عضویت در این گروهها محدودیت جغرافیایی ندارد، پژوهشگر میتواند به جامعه ای در سطح بین المللی دست یابد. ارسال نامه الکترونیکی به این گروهها بدون عضویت در آنها معمولا" امکانپذیر نیست. برخی گردانندگان این گروهها این امکان را به پژوهشگر می دهند که متن نامه دعوت برای تکمیل پرسشنامه را برای آنان بفرستد تا آنان خود برای گروه ارسال نمایند اما برخی دیگر پژوهشگر را ملزم به عضویت در گروه می نمایند که در نتیجه وی مجبور است برای مدتی دریافت کننده تمام نامه های الکترونیکی گروه باشد چرا که برای ارسال نامه یادآوری نیز این عضویت نیاز خواهد داشت. تعین میزان پاسخگویی نیز در این گروهها مشکل است اول به این دلیل که فقط برخی از این گروهها تعداد اعضای خود را ذکر می کنند و در بقیه موارد باید با گردانندگان این فهرستها تماس گرفته شود که در همه موارد نیز جوابگو نیستند. دوم اینکه برخی افراد در گروههای پستی متعددی عضویت دارند که ممکن است پژوهشگر همه یا تعدادی از آنها را بعنوان جامعه پژوهش برگزیده باشد. در این حالت آنها چند بار پرسشنامه را دریافت می کنند در حالیکه طبیعی است فقط یکبار پاسخگو باشند. مسئله سوم که تعیین میزان پاسخگویی را دشوار می کند این است که برخی افراد ممکن است پرسشنامه یا آدرس اینترنتی آن را برای افراد دیگری که فکر می کنند به موضوع علاقمندند ارسال کنند در حالیکه پژوهشگر از آن بی اطلاع است.
با تشکر از کسانی که با نظرات و انتقادهای خود باعث بالا رفتن کیفیت وبلاگ می شوند.